![]() |
![]() |
|
| از من برای من |
|
زمان زياديست به تنفس خود فكر نميكنم حوصله كفشهايم از مسير تكراري هرروز سررفته است خوابهاي خوابالود من فقط سيگارميكشند بي حوصله. منم كه در زندگي هرروز ديروز را تجربه ميكنم مدام و عشق: در تكرار اين هر روز چند مرتبه تكرار ميشود در ترجمۀ اشتباه اين واژه؟ ما همصداي كدام فاجعه هستيم كه نميدانيم لحظهامان آبستن از كدام همبستريست. رگ در ميان روزهامانخشكيده است كه در خيانت روزهايمان مبهوت مانده ايم
. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 14:43 توسط احسان ابهری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ هیچ توضیحی ندارد!!!
|
| پیوندهای روزانه |
|
الیا...دختری که سایه هم ندارد کوچه پس کوجههای دل هوپا پینوکیو مدایح بی صله آبکی ترین نقدهای هنری دنیا صحنه آفتاب آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 فروردین 1385 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
کابوس |
|
RSS
|