تبليغاتX
شاه نویس های یک گدا - خیانت
از من برای من

زمان زياديست به تنفس خود فكر نميكنم

 

حوصله كفشهايم

 

از مسير تكراري هرروز سررفته است

 

خوابهاي خوابالود من فقط سيگارميكشند

 

بي حوصله.

 

منم كه در زندگي هرروز ديروز را تجربه ميكنم مدام

 

و عشق:

 

در تكرار اين هر روز

 

چند مرتبه تكرار ميشود

 

در ترجمۀ اشتباه اين واژه؟

 

ما همصداي كدام فاجعه هستيم

 

كه نميدانيم

 

لحظهامان آبستن از كدام همبستريست.

 

رگ در ميان روزهامانخشكيده است

 

كه در خيانت روزهايمان مبهوت مانده ايم

 

.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 14:43  توسط احسان ابهری |