تبليغاتX
شاه نویس های یک گدا
از من برای من

وای که چه واژه عجیبیست  سلام

 

به جا شیرین و به جا تلخ است. گاهی آغاز می کند و گاهی

 پایان یک آغاز گذشته است

 

ومن

:

واژه ای ویرانگر و شاید...

وتو:

 

واژه ایست کمی مبهم که همیشه از ابهامش فرار کرده ام.

 

وما:

 

هزار واژه شیرین و تلخ و مبهم است.

 

همیشه گفتیم که ما...

 

ولی در قامت ما بودن نبوده ایم.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 14:5  توسط احسان ابهری | 

کلاغ زیباست

 

صدای قار قار کلاغ آواز این پرنده نیست

 

صدای هق هق دل گرفته اوست

 

وگرنه صدای آواز کلاغ آرام و زیباست

 

زیبا همچون باتن پاک وظاهر مهربان کلاغ

 

آواز کلاغ زیباست اما حیف

 

که بغض چندساله اش مجال خواندن نمی دهد.

 

(تقدیم به مرحوم حسین پناهی و مهدی شفیعی زرگروهمه کسانی که آواز کلاغ را میفهمند)

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 16:52  توسط احسان ابهری | 

لحظه در لحظه عذاب

 

لحظه های من بی تو

 

 

تجربه کردن مرگ

 

 

زندگی کردن بی تو

 

 

خونه لبریز سکوت

 

 

خونه از خاطره خالی

 

 

من پر از میل زوالم

 

 

عشق من تو در چه حالی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 18:2  توسط احسان ابهری | 

من وحشت زده دشت گریزخودمم

 

تو بودن را ترسی نیست

 

خسته از خود هستم

 

از شما دردی نیست

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 22:6  توسط احسان ابهری | 
برای زیستن به نوع خود:

کمی خلوت دنج می خواهم

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 14:3  توسط احسان ابهری | 
امروز بارانیست

و من غمگین اتهامم

 من متهمم،

مقصر برای انتخاب تنها مردن

به خدا قسم من از خودم گریزانم

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 22:51  توسط احسان ابهری |